برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )

31

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )

گرفته است . آثار هنرى كوچك شامل همان آثار سامره به‌ويژه سفال و شيشه است . از ميان آنها ، آثار شيشه‌ايى كه مطمئنا از شيشه‌هاى شفاف توليدات محلى است ، به‌ويژه مهم است ، چرا كه براى اولين‌بار توليد شيشه در ايران را ثابت مىكند . آثار بدست‌آمده در نيشاپور به‌قدر سامره غنى نيست ، با اين وصف هر قطعه داراى كيفيت اعجاب‌آورى است . نتايج فنى به نظر مىرسد كه با نتايج سامره مطابقت دارد . اما برعكس آثار سفالين هيچ شباهتى با سامره ندارد . تقليدى خاص از اشياء چينى در نيشاپور ديده مىشود ( همچنين اين مطلب كه اشيائى از چين وارد مىشده است ، به طور مجزا قابل اثبات است ) ، امّا نقش ضعيفى را داراست . دومين دستهء بزرگ سفال سامره يعنى اجناس لعاب‌دار ، در نيشاپور ديده نشده است . اين فن ظاهرا در آنجا به كار نمىرفته است ، امّا تقليد از اجناس لعابدار عراقى ، در مورد ديگرى قابل اثبات است . همچنين سفال نوع سامره و عراق ، سفال منقوش با آبى تيره بر روى زمينهء سفيد بوضوح در نيشاپور شناخته نشده بوده است . بااين‌وجود آثار سفالين بدست‌آمده در نيشاپور به طور بىسابقه‌اى غنى است ، و مطمئنا غنىتر از سامره است ، حتى اگر كم‌بهاتر از آن باشد . موضوع در اصل بر سر اشياء منقوش برّاق است . مقدار تنوع هنرى و فنى در اينجا زياد است ، تزئينات پيكره‌اى - صرفنظر از يك دسته آن كه در سطور زير ذكر مىشود - به ندرت پيش مىآيد ، تزيينات گياهى فقط به شكل تجريدى زياد است . نقش مهمى را نيز خط ايفاء مىكند ، كه در اينجا صورت تكامل‌يافتهء آن به ندرت به‌عنوان تزيين به كار رفته است . اغلب اشياء مكشوفه در نيشاپور نيز به وسيلهء آثار افراسياب سمرقند شناسايى شده‌اند ، « 142 » و به همين علت نام « سامانى » به خود گرفته‌اند . » مسكوكات مكشوفهء نيشاپور ، رديفى از قطعات را تشكيل مىدهد كه قبلا در زمان طاهريان و صفاريان به وجود آمده است . از اين طريق نتيجه گرفته

--> ( 142 ) . Kurt Erdmann in Faenza XXV ( 1937 ) , S . 125 - 137 ; Berliner Museen LXIII ( 1942 ) , S . 18 - 28 ; Bulletin of the Iranian Institute VI ( Neuyork 1946 ) , S . 102 - 110 .